تبليغاتX
دل شـیـشــه ای

.....

 

 

  به همین زودی ها آپ خواهم نمود ! فعلا تعطیل تا جمعه ؛ احتمــالا !

 

شرمنده .... نتونستم آپ کنم ! همین چند روز که تعطیلیم ، آپ می کنم !

!! نوشته شده توسط زهـرا | 11:38 | دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

سلام  !  

ايام امتحانات ، با تمام استرس ها و اضطراب هاش تموم شد !  (البته من که هيچ استرسی بهم وارد نبود !....از فرط بی خيالی :دی)

از 7 بهمن امتحانا شروع شد تا  30 ام هم ادامه داشت نیشخند ....

به قول يکی از دوستام : من ديگه امسال پوستم کلفت شده ! ديگه برام فرقی نمی کنه که نمره ی بالا بگيرم يا نگيرم !

فکر کنم از اين 13 تا امتحان فقط 7 تا 20 دارم ! ابله اونم همش درسای آسون .....ادبيات ، جغرافی ، دين و زندگی ، آمادگی دفاعی ، عربی ، زبان ، رياضی : اينا رو 20 ميشم ... زيست و خيلی افتضاح دادم ! فک کنم حدودای 15 ميشم  ( مستمر زیستم ۲۰ شده ! Reading a Book ) .... شيمی و فيزيک هم که تــر زدم ! هندسه هم همين طور ! ....به درک.... زبان

 آخرش من یه روزی انتقامم و از این نوه عموی بابام نیشخند می گیرم ! نیشخند خیلی پر رو -ه- ! سر تمام امتحانا برگه اش و از روی برگه ی من کپی می کرد ؛ ولی هر دفعه که من ازش خواستم تا یه چیزی بهم برسونه ، خودش و می زد به کوچه ی علی چپ !  از این جور آدمای فرصت طلب و بی نهایت بی شعور بدم میاد !  سر امتحان هندسه ، با اینکه همه رو نوشته بود ، ولی هیچی بهم نرسوند !   حالا که این جوری شد منم راضی نیستم !.... هر چی که از روی برگه های من نوشته و هر چی بهش رسوندم ....! سر پل صراط یقه اش و می گیرم ! :دی

با اين وضع فک کنم معدلم کلی بکشه پايين  .... تا زمانی که ما معدلمون 20 بود ، هيچ کسی تو اين مملکت هيچ کاری به پايين و بالا بودن معدل کاری نداشت زبان .... الان که منه بدبخت معدلم داره افت می کنه ، ورود به دانشگاه بر حسب معدل شده نیشخند ! آخه چرااااااا ؟!!!!نیشخند
خيلی نامردن ! خدا کنه نتونن کنکور و حذف کنن ! وگرنه اگه اين روند نزولی معدل من تا سال 90 ادامه پيدا کنه نیشخند، اون وقت لابد بايد برم دانشگاه پيام نور توی يکی از روستاهای مرزی !!!!! نیشخند

اولا که کنکور هيچ گونه اضطراب و ترسی نداره ! Doggy فقط اين  بچه های بی جنبه ی مملکت يکم پياز داغش و زياد کردن Flower  ......  ثانيا اگر هم که اضطرابی داشته باشه ، با حذف کنکور و شرط معدل ، ترس و استرس ناشی از ورود به دانشگاه از يک سال به 3 سال افزايش پيدا می کنه ! نیشخند خوب اين که بد تره ! اگه اينا می خوان کمکی به ما بکنن يکم ظرفيت دانشگاه ها رو زياد کنن Clown ....

این جوری ما باید تمام این 3 سال و خر بزنیم دیگه !

حالا  ....

یه در خواست : خدایا این آدمای مذخرف و از من دور کن ! این آدمایی که دنبال یللی تللی ان (درسته ؟!)  ....

چرا بعضیا عین سیریش می چسبن به آدم ؟! اگه بهش بگی که آقا جون من ازت خوشم نمیاد .... بیا برو گورت و گم کن ؛ دختره ی سیریش بازم ولت نمی کنه !

یه خواهش : خدایا می شه دوباره اون شوق و ذوق درس خوندن سال های قبل و داشته باشم ؟! چرا انقد زود از درس خوندن خسته میشم ؟! خدایا این چند سال سرنوشت ساز ترین سال های عمرمه ؛ کاری کن که موفق بشم ! حداقل بتونم یه رشته ی خوب قبول شم تا یه کوچولو از زحمات پدر و مادرم و جبران کنم !

 یه تقاضا : خدایا اون آرامش همیشگی رو ندارم ! تمام وجودم پر از نگرانیه ! نمی دونم این حس نگرانی بابت چیه (؟) می شه من بشم همون زهرا –ی- همیشگی ؟!  

یه تشکـر : خدایــا من اون روز تا دم مرگ رفتم و برگشتم ! تازه فهمیدم که هیچ کودوم از کارام درست نبوده ! تو خیلی مهربونی که گذاشتی بمونم تا کارام و جبران کنم ! خیلی خوبی که نذاشتی پدر و مادرم نبود من و احساس کنن ! بابت همه ی لطف و مهربونی هات ممنونم !  

به همه تون سر می زنم ! یکم فرصت می خوام ! وبلاگ خیلی هاتون اومدم و نوشته هاتون و خوندم ولی نتونستم نظر بذارم .... واسه نظر گذاشتن میام حتما ..... از همه ی دوستام که بهم سر زدن ، ممنونم !

من دیگه باید برم ! دیگه از تعطیلات بین امتحانا خبری نیست ! بازم درس و مدرسه شروع شد ! ایام امتحانا خیلی حال می ده ! مخصوصا تعطیلاتش !  

شاد باشین !  خدانگهدار !

پ.ن : اگه بذاره روزگار ، از زندگیت می رم کنار ..... می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار  

 

!! نوشته شده توسط زهـرا | 11:48 | چهارشنبه دوم بهمن 1387 •

RSS