سلام….! 
خوبین جیجرا….؟؟؟؟؟ عسل مسلا چطورین ؟ به قول بهاره : سلااااااااااااااااااممممم (این سلامش و بدجوری بکشین
) چطوری ؟ خوبی ؟ سلامتی ؟ مامان خوبه ؟ بابا خوبه ؟ آجوت خوبه ؟ نه ؟ به درک ….!
آخـــــــــــــی !!!! بالاخره از شر هر چی امتحان بود راحت شدیم......
ولی از یه طرف هم ناراحتم ....... آخه از دوستام جدا شدم و دیگه نمی بینمشون (احتمالا) 
خوب چه خبرا ؟!؟!؟! (اصلا برام مهم نیس چه خبره
...... ) فقط به خبر هام گوش فرا دهید :
۱- بالاخره بعد از کلی بحث و جدل و گفتگو با بر و بکس گرامی قرار بر این شد که بریم رشته ی فنی و حرفه ای ....... 

۲- بابت اون دو تا آپ قبلی متاسفم.......می دونم خیلی غمگین آپیده بودم .....ممنون از اینکه به فکرم بودین و تو نظرهای خصوصی جویای حالم شدین 
من هنوز از حالت دپرسی در نیومدم
........ نمی دونم چرا آخه اینگونه شدم ؟!؟!؟! ......... شاید به خاطر آهنگ های غمگینیه که همیشه و در همه حال گوش می دادم و می دم ...... (البته الان شدت گوش دادنم به آهنگ های غمگین مخصوصا خراطها ، خیلی زیاد شده !!!!!) 
۳- اون روز سر امتحان عربی به پیمانه( یکی از دوستای جون جونی امه
، فک کنم یکی دو دفعه تعریفش و کردم ؛ از اون اوباش های مدرسه اس ، مثه خودم
) بیشتر از ۱۰ نمره رسوندم ؛ چی کار کنیم که خراب رفیقیم 

گفتگوی من و پیمانه سر امتحان عربی :
پیمانه : زود باش سوال 8 و 9 و 11 رو هم برسون . 
من : اون جکه رو که راجع به چراغ قرمز بود و شنیدی ؟
پیمانه : نه ..... 
و من در حالی که از شدت خنده سرخ شدم
: منم نشنیدم !!!!!!! 
پیمانه: بی مزه ، اصلا هم خنده دار نیس ....... زود باش دیگه
من : خوب یکی یکی بگو کودوم قسمت هاشون و موندی ؟
پیمانه : همشون .....!
من : مَـــــــرگ ......
و با چه بدبختی اونا رو هم گفتم و نوشت !!!
****************************************************************
5- سر زبان :
من: پیمانه زود باش سوال 6 و بگو .
پیمانه در حالی که کِـرمش می ریزه که اذیتم کنه
: چی ؟؟؟؟؟؟! دختر ، برنج شده کیلویی 6 -7 تومن
....... اونوقت تو از من تقلب می خوای ؟ !
من در حالی که می خواستم لهش کنم از شدت عصبانیت
:
خفه شووووووو
........ زود باش باید برسونی
. خودت گفتی نخون من می رسونم ؛ به من چه اگه نرسونی به این مراقبه می گم !